آخرین اخبار و مقالات و مطالب پیرامون جریان آزاد اطلاعات در ایران آی سی تی نیوز ، پایگاه فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران
بر روی این دامنه اینترنتی سیستم مدیریت محتوا
پارس سی ام اس
نصب شده است که نرم افزاری قوی جهت طراحی سایت
می باشد. طراحی وب
با استفاده از پرتال
( پورتال
) پارس منجر به طراحی وب سایت
شما می شود. طراحی وب سایت
کپی رایت پورتال
پارس
دکتر شهشهانی به خاطر مواضع علمی و انتقادی اش در رابطه با موضوعات بین المللی اینترنت که از اجلاس wsis (دسامبر سال 2003) در ژنو آغاز شد و به محافل علمی، دانشگاهی و رسانه ها کشیده شد، همواره مورد رجوع خبرنگاران حوزه it در مناسبت های مختلف بوده است.
دکتر شهشهانی بخصوص در مورد راهبری اینترنت و نیز درباره نحوه اعمال فیلترینگ در ایران و «اینترنت هراسی» دارای مواضع انتقادی شناخته شده ای است که از وی چهره ای برجسته نزد جامعه it ایرانی به تصویر کشیده است.
به پیشواز نجلیل از این اندیشمند فعال کشورمان و نیز به بهانه سهیم شدن در این قدردانی، با ایشان گفت وگویی انجام داده ایم.
*****
آقای دکتر شهشهانی به عنوان نخستین پرسش دستاوردهای اجرایی دستورالعمل اجلاس wsis (ژنو – دسامبر 2003) را چگونه ارزیابی می کنید؟
در مورد دستورالعمل از من سوال نکنید چون نسبت به اینکه آیا این دستورالعمل ها معنی اجرایی دارد یا نه، خوشبین نبودم.
یعنی جنبه توصیه ای داشت؟
اگر شما قطعنامه را بخوانید از همه جا و همه چیز در آن نام برده شده بود. بنابراین به طور طبیعی نمی توان از آن انتظار خروجی اجرایی داشت.
از این رو گمان نمی کنم آن مسایلی هم که به صورت اجرایی نوشتند و مسایل فوری در آنها بود را کسی به صورت جدی دنبال کرده باشد. شاید در کل بتوان گفت که مهم ترین دستاورد اجلاس سران، igf (مجمع راهبری اینترنت) بوده است که چهار دوره آن برگزار شد و پنجمین دوره آن هم قرار است تابستان سال آینده در لیتوانی تشکیل شود.
اگر در کل برگزاری igfها را اثرگذار و مثبت ارزیابی می کنید، لطفا درباره جنبه مثبت این نشست ها توضیح دهید.
به نظر من برگزاری این نشست ها باعث سرعت بخشیدن به مشارکت بین المللی در حوزه اینترنت می شود، مثلا راه اندازی دامنه های غیر لاتین و اینکه این موضوع چقدر در بین المللی شدن اینترنت قابل بحث است. در این نشست ها تعامل و تبادل نظر بر سر مباحث فنی و نظری اینترنت انجام می شود و به گسترش دانش روز در میان تمامی کشورها کمک می کند و از جمله کمک می کند که آیکان به این جریان ها کمی سرعت بدهد.
معمولا در این نشست ها نمایندگانی از ایران حضور ندارند و از سوی مدیران دولتی it ایران ضرورتی برای حضور در این نشست ها احساس نمی شود. آیا این غیبت بازخورد منفی در حوزه it کشور ایجاد نمی کند؟
در واقع igf که دستاورد عمده wsis به شمار می رود، گام عملی بود که بر روی آن توافق شد. قرار شد این نشست ها سکوی بازی باشد برای مبادله نظرها و از این لحاظ حضور در آن بسیار مفید فایده است. به ویژه برای کشورهایی که دولتمردان شان درباره زوایای اینترنت کم اطلاع ترند.
اما متاسفانه برخی کشورها از این فرصت استفاده نمی کنند. در کشور ما هم برخی مسوولان از اینکه در این اجلاس سلسله مراتب مقامات – به زعم ایشان – رعایت نمی شود، گلایه دارند.
اما مساله این است که روح igf قرار است بین المللی باشد، نه بین الدولی. به این مفهوم که از اقشار مختلف اعم از دولت ها، بخش خصوصی، جامعه مدنی، دانشگاه ها و غیره بتوانند در این نشست ها شرکت کرده و نظرات شان را آزادانه بیان کنند. قرار نیست در این نشست ها قطعنامه ای صادر شود و این ظاهرا به مذاق برخی کشورها خوش نیامده است. اتفاقا یکی از اثرات مثبتی که حضور در این نشست ها در پی دارد، تقویت بدنه کارشناسی کشور به ویژه در ساختار وزارت ارتباطات است. اگر کارشناسان ما در این نشست ها حاضر شوند برخورد ما با پدیده اینترنت بسیار عالمانه تر می شود.
یکی از ضعف هایی که در کشور مشاهده می شود و مسوولان بدان اذعان دارند، نبود دیده بان فناوری است، جایگاهی که روند رشد و بروز فناوری در دنیا را رصد کند؛ آیا حضور در این نشست ها می تواند این خلا را جبران کند؟
قطعا می تواند اثرگذار باشد. اما مشکل اینجاست که در کشور ما این وظیفه فقط در عرصه و توان دولت است. ولی اگر این وظیفه برای کل جامعه it کشور تعریف شود و از لحاظ مالی هم توان حضور فعالانه در این نشست ها پدید آید، قطعا نتیجه بهتری می گیریم انحصار دولتی در این بخش باید برداشته شود.
یکی از بحث های مطرح در wsis موضوع راهبری اینترنت بوده است و ایران هم در این خصوص ابتدا فعال و صاحبنظر ظاهر شد و با قرار گرفتن راهبری در دست آیکان مخالفت کرد. اما در ادامه در نشستی که به این منظور برگزار شد، ایران مشارکت جدی نداشت. شما این روال را چگونه ارزیابی می کنید؟
ببینید شما وقتی می خواهید پدیده ای را راهبری کنید باید ابتدا در نظر بگیرید که ابزار این راهبری چیست. یکی از ایرادات بحث راهبری در wsis همین بود که روی ابزار واقعی آن یعنی پشتوانه قدرت تاکید و توجه نشد.
اینکه کشوری که اینترنت در آن با انواع فیلترینگ و سرعت اندک در جریان است، بخواهد خط مشی اینترنت را برای جهانیان تبیین کند، ساده اندیشانه به نظر می رسد.
مثلا اینترنت روی یک زیرساخت فیبرنوری عظیم در جهان در جریان است که بیش از 50 درصد این زیرساخت در دست آمریکاست.
همچنین نگاه کنید به تجهیزات به کار رفته در آن که مهم ترین آن مسیریاب هاست و 90 درصد مسیریاب های مورد استفاده در دنیا ساخت آمریکاست.
حال به محتوا نگاه کنید. چند درصد محتوایی که در اینترنت به آن دسترسی داریم در کشور آمریکا تولید می شود؟ حال در این شرایط کشوری مثل ایران بگوید ما باید حق مساوی داشته باشیم و حتی گیرم آنها هم با این ایده موافقت کنند، آیا ایران پشتوانه و توان در اختیار گرفتن امر راهبری اینترنت را دارد؟
در واقع ایران به دلیل در اختیار نداشتن پشتوانه لازم پای نظر خود مبنی بر تغییر فرآیند راهبری اینترنت نایستاد و عقب نشست؟
من اصلا فکر نمی کنم که ایران پیشنهاد دهنده تغییر فرآیند راهبری اینترنت بود بلکه ایران ملحق شد به یک سری جریانات که از سوی برزیل و چین هدایت می شد. در واقع این دو کشور برنامه هایی داشتند که جایگاه شان را در این حوزه ارتقا بخشند. چون اینترنت در وهله اول محصولی آمریکایی و سپس اروپایی است، کشورهای دیگری که در لایه بعدی قدرت قرار داشتند می خواستند در این میان سهمی ببرند. پس شعارهایی در این خصوص مطرح کردند و برخی از این شعارها به مذاق برخی نمایندگان ایران در wsis خوش آمد و به این جریان ملحق شدند.
اما وقتی پشتوانه لازم برای ماندن در این موقعیت وجود نداشت با وجود همه شعارهای بزرگی که داده می شد، به سادگی با یک اولتیماتوم مسیر تغییر پیدا کرد و ایران هم طبعا عقب نشست.
در ایران تقریبا همزمان با بحث پس گرفتن راهبری اینترنت از آمریکا، موضوع شکستن فضای تک قطبی و این راهبری و تبدیل آن به فضایی دو قطبی و چند قطبی مطرح می شود و موضوعاتی مثل اینترنت ملی، هاست ملی و یا ایمیل ملی شکل می گیرد، نظر شما در این مورد چیست؟
طرح چنین موضوعاتی به مقوله راهبری اینترنت ارتباطی ندارد. من جریان را طور دیگری می بینم. برخی دولتمردان در ایران علاقه زیادی به اتفاقاتی که درچین می افتد دارند و می خواهند مدل چینی را در مسایل و سطوح مختلف در ایران اجرا کنند.
اما در این مسیر نکات مهمی وجود دارد که باید در آنها ملاحظه کرد. مثلا چین کشوری است که دورانی طولانی درونگرا بوده است. در نتیجه به سادگی می توان دور این کشور فایروال چینی کشید. اما در مقابل، کشور ما شخصیتی برون گرا دارد و ما همواره در ارتباط با غرب و شرق بوده ایم.
از سوی دیگر در کشور چین تولید داخلی بسیار قدرتمند است و مصرف اینترنتی آنها هم عمدتا داخلی است پس می توانند پیرامون خود حصار بکشند. عملا هم موفق شده اند. دولت چین انحصار فیبرنوری را در دست گرفته است و می تواند راه ارتباط با خارج را مسدود و ارتباط را به کانال هایی که زیرنظر دولت است محدود کند.
ما هم آمده ایم از این مدل محدود کردن کانال اینترنت تبعیت کرده ایم. اما اینکه اینترنت داخلی ما محصولش چیست و چقدر نیازهای ما را برآورده می کند، جای پرسش جدی دارد.
در خصوص ایده اینترنت ملی یا ایمیل ملی و از این قبیل دو هدف دیده می شود. از یک سو فلسفه وجودی این پدیده ها را امن و مستقل کردن ارتباطات کشور نسبت به ارتباطات بین المللی عنوان می کنند و از سوی دیگر به نظر می رسد با اعمال این پدیده ها درصدد تحت کنترل درآوردن فضای مجازی در کشور هستند. نظر شما چیست؟
البته هر دو روی سکه مد نظر متولیان آن است. اما اینکه بخواهیم در محیط اینترنت محدودیت ایجاد کنیم یک اشتباه راهبردی است. چرا که ما با ایجاد محدودیت خودمان را در این حوزه به عقب می رانیم و از مشارکت در پیشبرد تکنولوژی و تبعات اقتصادی، اجتماعی و فنی بی شماری که در پی دارد، باز می مانیم.
من فکر می کنم هنوز دولتمردانی که در این زمینه تصمیمات نهایی را اتخاذ می کنند واقعا مطلع نیستند که باز بودن فضای اینترنت چه منافعی می تواند عاید کشور کند. ظاهرا تنها مضرات اینترنت به اطلاع شان می رسد.
این یک واقعیت است که فناوری ها ذاتا خوب یا بد نیستند بلکه نوع استفاده از آنها متفاوت است. اصولا در ابتدای ظهور اینترنت این پدیده و ارتباطات گسترده ای که به وجود می آورد برای تمامی کشورها حتی اروپاییان هراس آفرین بود و حتی آنها هم اقدام به اعمال انحصار و محدودیت کردند. اما وقتی احساس کردند که این اقدامات موجب عقب افتادگی آنها شده است به اشتباه شان ادامه ندادند و سدها را شکستند و آزادسازی و دسترسی فضایی مجازی و جریان آزاد اطلاعات به وقوع پیوست.
در ایران هم متاسفانه از ابتدا عوامل پست و تلگراف و تلفن، ترس های امنیتی ناشی از آزادی فضای وب را به دولتمردان و سیاستگذاران منتقل کردند و آنقدر خطرات احتمالی پررنگ شد که به کل، وجود اینترنت خطر آفرین تلقی شد.
در نتیجه پیامدهای مثبت این پدیده در زمینه های اقتصادی، تجاری، فنی، علمی، شغل آفرینی و غیره نادیده انگاشته شد.
این روزها با پررنگ شدن عبارت «دولت الکترونیکی» دولتمردان کشور مدام از ضرورت ارایه و گسترش خدمات الکترونیکی حرف می زنند، اما در عمل به سوی تحقق این ایده ها پیش نمی رویم از دید شما مانع اصلی کجاست؟
مشکل اصلی این است که اتخاذ تصمیمات در کشور ما متمرکز است. در حالی که کل ماهیت اینترنت از ابتدا غیر متمرکز بوده است. یعنی یک مغز متفکر مرکزی وجود ندارد که اینترنت را هدایت کند. بلکه اینترنت خود یک موقعیت مناسب، متکثر، باز و خلاقیت آفرین است.
هدایت از یک مقر مرکزی گاهی مواقع برای رسیدن به یک مرحله مناسب است. اما این فقط یک مرحله است و مراحل بعدی خود به خود در محیط مناسب شکل خواهد گرفت.
متاسفانه درکشور ما برای هر موقعیت و پدیده ای می خواهیم برنامه ریزی کنیم و سند بنویسیم. در حالی که بسیاری از توفیق ها و نوآوری ها در اثر برنامه ریزی ظهور نمی کنند. بلکه این فضای مساعد است که موجب نوآوری می شود. مثلا وقتی یک سوم منازل کره جنوبی اتصال پرسرعت (broad band) دارند این شرایط راه را برای نوآوری باز می کند. مساله این است که در سایر کشورها در اینترنت کسی خودش را متولی نمی داند ولی در ایران، ما به دنبال یافتن و یا ساختن قهرمان اینترنت هستیم.
از سوی دیگر برای پدیده مدام در حال تحولی مثل اینترنت نمی توان برنامه ریزی طولانی مدت کرد. ما انواع و اقسام مثال ها را در این باره داریم که در حوزه اینترنت برنامه ریزی کرده ایم. اما اینترنت ناگهان مسیر دیگری یافته است. پس به جای برنامه ریزی های طولانی مدت، باید هماهنگ با روح اینترنت، فضا را برای ابتکار و نوآوری باز کنیم.
مسوولان دولتی ما در زمینه تولید محتوا انگیزه دارند و علاقه نشان می دهند و حتی سندهایی هم مثل تسما برای تولید محتوا (توسط شورای عالی اطلاع رسانی) نوشته شده است، اما عمده رویکرد در این سندها مقابله با محتواسازی بین المللی است. آیا این روش صحیح است؟
البته محتواسازی مهم است اما سوال این است که این محتوا آیا خوانده می شود یا نه. تولید محتوا به این نحو نیست که یک دولت مرکزی بنشیند و تصمیم بگیرد که چه محتوایی تولید شود. اگر فضای تولید محتوای آزادانه فراهم باشد خود به خود محتوا تولید می شود و چه بسا تولید محتواهایی شود که به نفع مان است. اما اگر این هراس وجود داشته باشد که هر تولید محتوایی می تواند بر ضد ما باشد و باید یک دستورالعمل خاص بر ای آن صادر شود، در این فضای محدود، خلاقیت خاموش می شود و محتوایی هم تولید نخواهد شد.
آقای دکتر، ارزیابی شما از بروز و ظهور it در ایران، که با پروژه تکفا آغاز شد، چیست؟
به اعتقاد من پروژه تکفا هم اشکال بزرگی داشت که می خواست یک سند مرکزی مدیریتی باشد و همه چیز را در دایره خود کنترل کند. به همین دلیل بسیاری از پروژه های مفید و اثربخشی که در خارج از دایره دولتی تکفا تعریف شد، مورد بی مهری قرار گرفت: مثلا در دانشگاه شریف پروژه فارسی سازی لینوکس توسط دانشجویان تعریف و طراحی شد، اما در کنفرانس خبری آن حتی خبرنگاران به اصطلاح مستقل هم حاضر نشدند و گویا این پروژه تحریم شد، چون در دایره تکفا قرار نداشت.
برگردیم به موضوع راهبری اینترنت و تصمیماتی که آیکان می گیرد. به نظر شما دلیل طولانی شدن پذیرفتن نام های دامنه ای مثل «. ایران» چیست؟
«. ایران» به نوعی وجود داشته است. اما این گونه بوده که در سمت راست آدرس یک نقطه و کد لاتین کشور هم می آید، حالا ممکن است مرئی نباشد و در کارگزار ریشه تعریف شده باشد.
اما چیزی که جدیدا اتفاق افتاده و در fast track پیگیری شده، این است که کشورهایی که به نام دامنه به زبان محلی شان احساس نیاز می کنند، بتوانند آن را ثبت کنند. آیکان هم برای همین فراخوان داد.
البته به طور رسمی اعلام نمی کنند که چه کسانی فرم درخواست را پر کرده اند، ولی پیش بینی می شود 30 تا 40 کشور شرکت کنند.
کشورها چرا به نام دامنه به زبان محلی احساس نیاز می کنند و چرا ما نیاز را احساس نکرده ایم؟
یکی از دلایل این است که برخی کشورها از سیستم عامل به خط محلی استفاده می کنند، مثل چین. اما در ایران به خاطر تحریم، نسخه ویندوز فارسی رسمی نداریم و فارسی سازی آن هم استاندارد نیست. از سوی دیگر اغلب منابعی که در ایران استفاده می شود، تولید خارج است.
البته فکر می کنم زمانی که نفوذ اینترنت در کشور زیاد شود و مثلا به 70 درصد برسد، آن وقت قطعا نیازها به منابع داخلی معطوف خواهد شد و نقش دامنه های به خط بومی پررنگ تر می شود.
چرا آیکان نام پیشنهاد دهندگان را اعلام نمی کند؟
ممکن است به دلیل فشارهایی باشد که نمایندگان دولت ها به آیکان وارد می کنند، شاید هم موضوع رقابت باعث پرده پوشی شود. مثلا از یک کشور ممکن است دو سازمان خود را متولی نام های دامنه بومی بدانند و هر دو هم درخواست داده باشند.
آیکان در این موارد سعی می کند موضوع بین رقبا مطرح و حل و فصل شود.
بحث حساسیت دولت ها بر سر نام های دامنه کشوری هم می تواند یک عامل باشد؟
در آیکان این موارد را در کمیته مشورتی gac بررسی می کنند که شامل نمایندگان کشورهاست. مثلا در مورد مقدونیه این موضوع وجود دارد. زیرا کشور یونان با این نام مشکل دارد و مقدونیه را جزیی از خودش می داند. بنابراین این موارد حساسیت برانگیز هم وجود دارد که باید به دقت بررسی شود.
... کارشناس حقوق فنآوری اطلاعات گفت: قوانین موجود در خصوص محتوا به سمت محدود کردن کاربران و توسعه مسوولیت تولید کنندگان محتوای تحت وب پیش می رود ... در مقابل، ضابطه های قانونی موثری در تضمین جریان آزاد اطلاعات و حق آزاد دسترسی به اسناد و داده ها یا صیانت از امنیت محتوا مورد تاکید قانون گذار ما نبوده است ...
... «لایحه انتشار دسترسی آزاد به اطلاعات و دولت الکترونیک»عنوان یادداشت روز روزنامه ی مردم سالاری به قلم میرزابابا مطهری نژاد است که در آن می خوانید؛در آخرین روز مرداد 88، اتفاق مهمی در کشور روی داد که غلظت نه چندان مطلوب مسائل سیاسی، پرداختن رسانه ای به آن را از جامعه دریغ داشت ... آن اتفاق تصویب لایحه انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات در مجمع تشخیص مصلحت نظام بود ... در آخرین سال دولت اصلاحات (1384) با عنوان لایحه جریان آزاد اطلاعات تنظیم شد و به مجلس ششم آمد و چند سال در کمیسیون های مختلف مجلس و شورای نگهبان در گردش بوده است ... چیستی لایحه جریان آزاد اطلاعات و مشکلات رخ داده از ناحیه و شرایط فرهنگی، اجتماعی و احیانا سیاسی در عدم شکل گیری آن از موضوعاتی بود که بارها و بارها در رسانه به آن پرداخته شد و در چهارم مهر 1385 مجلس هفتم به کلیات آن با تغییر نام و تغییرات اساسی در محتوای اولیه آن رای مثبت داد و نام این لایحه از "جریان آزاد اطلاعات"به" لایحه انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات" تغییر یافت ... لایحه تصویب شده 6 فصل دارد که شامل: 1- تعاریف و کلیات 2- آیین دسترسی به اطلاعات 3- ترویج شفافیت 4- استثنائات دسترسی به اطلاعات 5- کمیسیون آزاد اطلاعات 6- مسوولیت های مدنی و کیفری می باشد که در 36 ماده به تصویب رسید ... اما در حال حاضر این لایحه خیلی مختصر و خالی از مفاهیم اساسی آزادی اطلاعات شده است ...
... این روند اما گویا تنها به فیلتر کردن صدها وب سایت و ایجاد محدودیت برای دسترسی به جریان آزاد اطلاعات در فضای اینترنت محدود نشده و به تدریج اعتماد سرمایه گذاران خارجی را برای سرمایه گذاری در بازار اینترنت این کشور از بین می برد ...
... اگر این رشد مربوط به تکنولوژی و بخش های وابسته به آن باشد، این روند سرعت بیشتری پیدا کرده و ناگهان افراد را با حجم وسیعی از مفاهیم و اطلاعات جدید مواجه می کند ... بر این اساس تمام اطلاعات موجود در اینترنت شامل محتوا، سایت ها و پلت فرم ها صرف نظر از کیفیت خدمات باید به طور کاملا مساوی در میان کاربران تقسیم شود ... آنها حتی از انتشار اطلاعات نادرست درباره بی طرفی اینترنتی هم دریغ نکردند ... این قوانین در واقع و به طور کلی به ایجاد فضای آزاد و باز در اینترنت، ارتقای سطح دسترسی تمام کاربران در سرتاسر جهان به امکانات ارتباطی تحت وب و محتوای مختلف، حفظ جریان آزاد اطلاعات در اینترنت، حفظ حقوق کاربران و ... تا جایی که باراک اوباما نامزد پیروز این انتخابات بعد از انتصاب خود به عنوان رییس جمهور این کشور و تحت قانون «بهبود و سرمایه گذاری مجدد» خود در سال 2009 از سرمایه گذاری 2/7 میلیارد دلاری دولتش برای ارتقای زیرساخت های اینترنتی و ایجاد فضای باز و آزاد در اینترنت خبر داد ...
... دوستان قدیم، رفقای دوران دبیرستان و دانشگاه در فیس بوک به سادگی پیدایشان می شود و برای امنیت بیشتر می توانید تعیین کنید که اطلاعات شخصی تان را دقیقا چه کسانی ببینند ... مسائل زیادی از سوی منتقدان مطرح می شود که از میان آن ها می توان به عوامل زیر اشاره کرد: تضعیف روابط انسانی چهره به چهره : با دوستان و یا اعضای خانواده رابطه نزدیکی دارید، اما بعد از مدتی، این فیس بوک است که به رسانه ای میان شما و دوستان تان بدل می شود، فیس بوک درست در لحظه اطلاعات شما را برای دوستان تان به روز می کند، اما عامل استحکام رابطه که چیزی بیرون از فیس بوک است روزبه روز ضعیف تر می شود و این فیس بوک است که قدرت بیشتری پیدا می کند ... جریان آزاد اطلاعات بد است: فیس بوک بر اساس جریان آزاد اطلاعات بنا شده است و برخی از این موضوع برای ایجاد فشارهای روانی روی دیگر افراد استفاده می کنند ... بیایید در مورد این موضوع بیاندیشیم که اگر یکی از همین جاسوس ها، بتواند به اطلاعات شما دسترسی پیدا کند، در اولین فرصت از آن استفاده خواهد کرد ... بنابراین همه اطلاعات شخصی شما به دست کسی می افتد که در وهله اول می خواهد از آن اطلاعات سوءاستفاده کند ...
... آلمان در سطح اتحادیه اروپا یکی از کشورهای پیشگام در عرصه فناوری ارتباطات و اطلاعات است ... در این آمارها اعلام شده که تعداد کاربران اینترنتی در چین در سال 2006 به 132میلیون نفر رسیده است؛ همچنین گفته می شود که اکنون بیش از 210میلیون چینی از اینترنت پرسرعت استفاده می کنند و این در حالی است که چین در عرصه های سیاسی و حقوق بشر یکی از محدود کنندگان دسترسی به جریان آزاد اطلاعات محسوب می شود و فیلترینگ آن همیشه مثال زدنی بوده است ...
... موبنا- اتحادیه بین المللی مخابرات از وزارت ict درخواست هایی مبنی بر ایجاد کارگاه های امنیتی در زمینه سیستم های خدمات و انتقال اطلاعات داشته است ... به گزارش خبرنگارسازمان خبری موبنا، سمیر شارما - مشاور ارشد اتحادیه بین المللی مخابرات (itu)- صبح امروز در "کارگاه آموزشی شبکه های نسل آینده ، فناوری ها و کاربردهای جدید"، اظهار داشت: درجامعه آینده باید امکان اتصال به شبکه و انتقال اطلاعات در هرمکانی و شرایطی وجود داشته باشد تا از این طریق دانش با کیفیت بالا تولید و انتقال داده شود ... وی با اشاره به ایجاد انتقال و جریان آزاد اطلاعات گفت: اطلاعات باید از طریق اینترنت و تلفن همراه تبادل شود که تحقق این امر تنها با ایجاد تجهیزات مناسب برای کاربران صورت می گیرد ... به گفته سمیر شارما برای انتقال اطلاعات و امنیت اطلاعات چالش هایی وجود دارد که ایجاد کارگاه هایی با این مضمون بهترین آموزه ها در این زمینه است ...
... وی از همه متخصصان حاضر خواست تا در جریان این سمینار پاسخ دغدغه های مطروحه را بدهند ... آقای شارما -مشاور itu- نیز دیگر سخنران افتتاحیه این کارگاه بود که ضمن تشکر از مسؤولان مخابرات ایران برای برگزاری این نشست ها اظهار داشت: ngn در واقع گام مهمی در تحقق جریان آزاد اطلاعات است و به اعتقاد بسیاری، فناوری های نوین، اهداف توسعه هزاره را عینیت می بخشد ...
... دولت الکترونیک ابزاری برای تحقق عدالت، آزادی و افزایش کارآییدر جهان کنونی شاهد تحولی عظیم بنام انقلاب انفورماتیک هستیم که اطلاعات یعنی گران سنگ ترینسرمایه ملل، از انحصار وابستگان به قدرت، خارج و به طور برابر در اختیار همگان قرارگرفته است ... 57رئوس برنامه ها-1 توجه ویژه به محوریت فناوری اطلاعات در برنامه های توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور بهمنظور ارتقاء بهره وری و رشد اقتصادی و ابزار توسعه-2 توسعه بسترهای دسترسی به ارتباطات و اینترنت؛ از طریق:-2-1 فراهم نمودن امکان دسترسی رایگان آحاد مردم به اینترنت از طریق خطوط تلفن در سراسرکشور-2-2 ارائه خدمات اینترنت پرسرعت برای کلیه کاربران اعم از خانگی و غیرخانگی-3 عملی نمودن آرمان تکریم ارباب رجوع وکرامت انسانی شهروندان با حمایت همه جانبه از عرضه خدماتاداری، تجاری، بانکی و اجتماعی در محیط اینترنت-4 تغییر رویکرد به مقوله فیلترینگ در اینترنت به منظور تأمین آزادی بیان و حفظ حریم شخصی افراد وملاحظات فرهنگی و اجتماعی، بارور ساختن نوآوری جوانان و نخبگان و به ویژه توسعه شبکه هایاجتماعی، گروه های مجازی و نهضت وب لاگ نویسی که نقش مهمی در افزایش سهم خط فارسی و تولیدنوآوری در محیط سایبر داشته است ... -5 فراهم نمودن فرصت برابر برای آحاد مردم در دسترسی و استفاده از اطلاعات و داده های موجود دربخش های مختلف دولت از طریق پایگاه های اطلا عرسانی اینترنتی که به مثابه یک ثروت ملی است ...
|
صفحه 1
|
2 | 3 | 4 |
|